السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
439
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
با حصول چنين ادراكى براى عقل عملى ، عقل نظرى گاه به ملازمه ميان حكم عقل عملى و حكم شرعى حكم مىكند و گاه حكم نمىكند . حكم به ملازمه نيز تنها در خصوص يك مسئله وجود دارد و آن ، مسئله حسن و قبح عقلى است ؛ يعنى قضايايى كه همهء عقلا بر آن اتفاق نظر دارند كه از آن به « آراء محموده » تعبير مىكنند . پس از حكم قطعى عقل نظرى به ملازمه ميان حكم عقل عملى و حكم شارع ، قطع به حكم شارع پيدا مىشود . 27 اقسام دليل عقلى : احكام عقلى به دو قسم مستقلات و غير مستقلات تقسيم مىشود . علم به حكم شرعى ، همچون ديگر علمها بدون علت پديد نمىآيد ؛ زيرا وجود ممكن بدون علت محال است . علت پيدايى علم به حكم شرعى ، قياس منطقى است كه از دو مقدمهء صغرى و كبرى تشكيل مىشود . اين دو مقدمه از سه صورت خارج نيست ؛ زيرا يا هر دو غير عقلىاند [ شرعى ] يا هر دو عقلىاند و يا يكى عقلى و ديگرى شرعى است . دليلى كه از دو مقدمهء شرعى تشكيل مىگردد ، دليل شرعى ناميده مىشود كه مرتبط با موضوع اين نوشتار نيست ؛ ليكن دليلى كه از دو مقدمهء عقلى و يا يكى عقلى و ديگرى شرعى تشكيل مىگردد ، دليل عقلى ناميده مىشود . قسم نخست را مستقلات عقلى گويند ؛ زيرا عقل به تنهايى و بدون كمك گرفتن از شرع ، به حكم شرعى دست مىيابد ، مانند حكم عقل به حسن انصاف و راستگويى و يا قبح و زشتى ظلم و سپس حكم آن به ملازمه ميان حكم عقل و شرع . قسم دوم را غير مستقلات عقلى گويند ؛ زيرا عقل با كمك حكم شرع ، علم به حكم شرعى پيدا كرده است ، مانند حكم عقل به وجوب مقدمه هنگام وجوب ذى المقدمه ( مقدمهء واجب ، واجب است ) . در اينجا وجوب مقدمه حكم عقل است ؛ ليكن وجوب ذى المقدمه ، حكم شرع مىباشد كه با ضميمه آن به حكم عقل ، دليل عقلى شكل مىيابد . 28